مطالعه شرکت مک‌کینزی از ۲۲۰۷ مدیر ارشد اجرایی نشان می‌دهد تنها ۲۸ درصد معتقدند که کیفیت تصمیم‌های استراتژیک در سازمان آن‌ها مطلوب است، ۶۰ درصد معتقدند تصمیم‌های بد به اندازه تصمیم‌های خوب در سازمان آن‌ها رایج است و ۱۲ درصد دیگر معتقدند در مجموع تصمیم‌های مناسبی نمی‌گیرند.

در مطلب «لطفا صدای ندای دورن‌تان را کم کنید!» به اهمیت تصمیم‌گیری براساس داده و اطلاعات در مقایسه با تصمیم‌گیری برپایه حس اشاره کردیم.  اما اگر جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات به تنهایی برای تصمیم گیری مناسب کافیست، چرا بسیاری از استارت‌آپ‌ها شکست می‌خوررند؟ چرا بسیاری از M&A ها به نتایج دلخواه نمی‌رسند؟ چرا بسیاری از پروژه‌ها از زمان‌بندی و بودجه عقب می‌افتند؟ در حالیکه در بخش زیادی از آن‌ها اطلاعاتی نیز جمع‌آوری و تحلیل شده است. 

دنیل کانه‌من برنده نوبل اقتصاد می‌گوید «ما آدم‌ها قبل از اینکه چیز زیادی راجع به دیگران بدانیم از آن‌ها خوش‌مان می‌آید یا آن‌ها را دوست نداریم. بدون اینکه بدانیم چرا، به غریبه‌ای اعتماد داریم یا به وی اعتماد نمی‌کنیم و بدون تحلیل حس می‌کنیم سازمان ما به موفقیت نزدیک است!» وی دلیل این نوع پرش به نتیجه و تصمیم‌گیری را در این می‌داند که ذهن ما به اطلاعات پیش‌روی‌مان وزن بالاتری می‌دهد و ما را از رفتن به دنبال جمع‌آوری اطلاعات بیشتر برای تحلیل دقیق‌تر منصرف می‌کند. این به معنی وجود نوعی سوگیری در ذهن ماست. ما تمایل داریم گزینه‌های تصمیم‌گیری را محدودشده تعریف کنیم. مثلا، آیا ... را انجام دهیم یا خیر. اطلاعات را همسو با نظرات و عقاید پیشین خود تفسیر می‌کنیم. نسبت به درستی اطلاعات خود در مورد آینده بیش از اندازه اعتماد داریم. در تفسیر و تحلیل اطلاعات، کوتاه‌مدت می‌اندیشیم. بنابراین نه تنها جمع‌آوری اطلاعات برای تصمیم‌گیری کفایت نمی‌کند بلکه باید از این نوع سوگیری‌ها نیز اجتناب کرد. 

تحقیقات دن لوالو، پروفسور دانشگاه سیدنی، نشان می‌دهد که صرف دانستن سوگیری‌های ذهنی کافی نیست چراکه نمی‌توان سوگیری را در ذهن غیرفعال کرد. وی فرایند و دستورالعمل تصمیم‌گیری را نیز دارای اهمیت می‌داند: «فرایند تصمیم‌گیری اهمیت بالاتری از صرفا جمع‌آوری اطلاعات دارد. این به معنای عدم اهمیت جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات نیست. هیچ تصمیم مناسبی، در نمونه تحقیقاتی ما، بدون طی‌کردن فرایندی صحیح و پشتوانه اطلاعاتی و تحلیلی کافی وجود ندارد». 

اما در یک فرایند تصمیم‌گیری مناسب چه باید انجام دهیم؟

۱. شیوه ۱۰/۱۰/۱۰ را استفاده کنید. در مورد تصمیم خود ۱۰ دقیقه بعد چه فکر خواهید کرد؟ ۱۰ ماه بعد چطور؟ ۱۰ سال بعد چطور؟ 

۲. احتمالات مختلفی را در نظر بگیرید. مثلا اگر هیچ کدام از گزینه‌های موجود را نداشتیم چه باید می‌کردیم؟ یا اگر بخواهیم همه گزینه‌ها را با هم انجام دهیم چطور امکان‌پذیر خواهد بود؟

۳. برای اشتباه آماده باشید. شرایط متفاوتی در آینده ممکن است رقم بخورد. بنابراین سهمی را برای عدم اطمینان قائل شوید. 

۴. آنچه را انجام نخواهید داد در کنار آنچه انجام خواهید داد لیست کنید. 

۵. اولویت‌های حیاتی را شناسایی کنید و دوباره شیوه ۱۰/۱۰/۱۰ را بکار برید.